امنیت و احساس امنیت به عنوان یک نیاز در جامعه

 

 

جواد پورکریمی(استادیار پژوهشکده مطالعات توسعه) 

 

 مقوله ای به نام امنیت (security) که در زبان فارسی از کلمه امن و به معنای آرامش یافتن و نترسیدن و بدون بیم بودن گرفته شده و در معنای مصدری به معنای آرامش یافتن و اطمینان پس از ترس است. فرهنگ معین امنیت را به معنای امین شدن، در امان بودن و بی بیمی آورده است (معین: 137). در زبان انگلیسی نیز Security (امنیت ) را به معنای آزاد بودن از ترس، بیمناکی، خطر و یا به معنای در حفظ بودن، فراغت از خطر یا اضطراب تعریف می نمایند (هورن، 1997). باید اذعان داشت که این مقوله تاریخی به بلندای حیات آدمی دارد.تاریخ جامعه ای را سراغ ندارد که دیر زمانی فارغ از دغدغه ها و معضلات روزگار سپری کرده باشد، لذاست که در یک کنکاش تبار شناسانه مفهوم امنیت را دارای قدمتی کهن تر از مفاهیم اجتماع و جامعه می یابیم چرا که آدمی هر گاه بر هیبت هویت اجتماعی در آمده به امنیت به چشم آشنای همیشه همراه می نگریسته است (تاجیک،1377). امنیت در زندگانی اجتماعی انسانها از موضوعات و مباحث اصولی ادیان الهی و به ویژه دین مبین اسلامی می باشد و به تعبیر دیگر دومین هدف پیامبران بعد از تبشیر و انذار (هشدار) ایجاد امنیت و نظم عمومی از طریق رفع اختلافات بر مبنای کتاب الهی است. به قول شهید مطری در آغاز مردم امت یگانه ای بودند، آنگاه خداوند پیامبران مژه آور و هشدار دهنده را برانگیخت و به آنها به حق کتابهای آسمانی نازل نمود تا در هر آنچه اختلف می ورزند میان مردم دادرسی کنند( مطهری، 1374) به بیان دیگر امنیت نخستین و مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است. چنانچه حضرت ابراهیم هنگام بنای کعبه اولین چیزی که از خداوند متعال برای آن سرزمین تقاضا نمود نعمت امنیت بود:رب اجعل هذاالبلد آمنا (سوره ابراهیم، آیه 35).ونیز به همین دلیل سخت ترین مجازات ها در فقه اسلامی برای کسانی در نظر گرفته شده است که امنیت جامعه را به خطر می افکنند(محمد بیگی، 1378).آبراهام مازلو(Abraham maslow ) روان شناس شهیر آمریکایی بر اساس مطالعات و تحقیقاتی که انجام داده بود نیاز های انسان را به پنج طبقه تقسیم می نماید و در این طبقه بندی (Taxonomy)نیاز به امنیت را نخستین نیاز بعد از نیاز فیزیولوژیک می داند به عبارت دیگر در این طبقه بندی 5 گانه ارضاء سه طبقه بعد را (مانند نیازهای مربوط به عشقو محبت، عزت نفس وخودشکوفایی) به برآورده شدن این نیاز وابسته می داند. همچنین طبق نظر اریکسون (Erikson)انسان در اولین مرحله زندگی خود به طور زیستی واجتماعی با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار می نماید. تعامل (Intraction) بین فرد و محیط اطرافش تعیین کننده این امر است که آیا فرد محیط اطرافش را با نگرش اعتماد (امن) خواهد دید و یا با دید بی اعتمادی (ناامنی )(شولتز و شولتز؛ ترجمه محمدی، 1378). لذا همان گونه که مشاهده می شود امنیت به عنوان یک نیاز اساسی انسان مطرح می باشد و توجه به آن رضایت خاطر را به وجود می آورد. نکته ای که در این نوشتار بدان توجه خواهیم نمود مقوله ای است که نه تنها به میزان امنیت دارای اهمیت است بلکه در بسیاری از موقعیت ها از آن نیز پراهمیت تر جلوه می نماید و آن مقوله احساس امنیت است.به طوری که بعداً خواهد آمد احساس امنیت بعد روانی یا ذهنی امنیت است که بسیار حائز اهمیت بوده و چه بسا در بسیاری از موارد از خود امنیت مهم تر است چرا که در بسیاری از موارد شاخص های امنیت در سطح بالایی قرار نداشته ولیکن احساس امنیت و بالا بوده و بالعکس و لذا توجه به این مقوله مرتبط با موضوع امنیت جایگاه ویژه ای را می نمایاند که در این مقاله به اجمال در این خصوص بحث می نمائیم.