تغییر بلوغ کارکنان از طرق تعدیل رفتار در سازمان

 

جواد پورکریمی(استادیار پژوهشکده مطالعات توسعه)

چکیده: 

رهبری به عنوان یکی از مباحث مهم مدیریت و خصوصا حوزه رفتار سازمانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار  می باشد .چرا که رهبری امری اجتماعی در مفهوم تاثیر گذاری در افراد تحت امر جهت انجام وظایفی است که به آنها محول شده است.مدیر جهت دستیابی به اهداف سازمانی نیازمند تاثیر گذاری بر روی افراد و واداشتن آنها جهت انجام وظایف می باشد و این امر بدون رهبری کارکنان امکان پذیر نمی باشد.  در زمینه رهبری تئوری های زیادی مطرح می باشد که در یک تقسیم بندی کلی می توان آنها را در سه دسته کلی تئوری های مبتنی بر خصیصه ذاتی رهبر ، تئوری های مبتنی بر رفتار رهبر و تئوری های مبتنی بر موقعیت (اقتضاء) تقسیم بندی نمود.در دسته اول کانون توجه فقط خصوصیات ذاتی رهبر است و به سایر عوامل توجهی نمی شود.در دسته دوم کانون توجه رفتار رهبر است و سایر عوامل (مانند محیط) مورد توجه قرار نمی گیرد و در دسته سوم علاوه بر عوامل ذکر شده به شرایط و اقتضائات محیطی نیز توجه می گردد.  از طرف دیگر نیز تئوری بلوغ هرسی و بلانچارد در دسته تئوری های رهبری مبتنی بر موقعیت و اقتضاء جای میگیرد و به شرایط محیطی و خصوصأ شرایط بلوغ کارکنان سازمان توجه خاصی مبذول می نماید.هرسی و بلانچارد معتقد هستند که برای اتخاذ شیوه خاص رهبری نیاز به تشخیص بلوغ کارکنان هستیم و با هر درجه ای از بلوغ کارکنان (موقعیت) باید شیوه رهبری خاصی را مورد استفاده قرار دهیم.  از طرفی این دو تئوریسین معتقدند که بلوغ افراد و کارمنان را می توان با برنامه ریزی (تغییر رفتار) تغیر داده و کارکنان را به سمت بلوغ بیشتر سوق داد که در این رابطه برنامه های تغیر رفتار کارکنان شامل تقویت (مثبت و منفی) ، خاموشی و تنبیه را معرفی و با این استراتژی ها سعی در افزایش بلوغ و در نهایت اخذ تصمیم در خصوص شیوه رهبری نمود.